خرید بک لینک
دخت ِ آذر بود ...اما ..هیـــــــــــــچ کسی را سزاوار سوختن نمیدانست... پس به دندانهای اســـــــــــــــیدی ِ خاکستر ِ غروب ِ آخرین سه شنبه سال نسپردش ..! و نه به دست آب .. و نه در

برچسب: نویسنده: الینا باقری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 11:28

دریــا در چشمانم ســَــر می رود بی آنکه گریسته باشم .. و من غـــــرق میشوم ... شنا کردن را نمیدانم ! و من خودش را نجات میدهد ... چون شنا کردن نمیداند !! لابلای بوسه های حباب آلود ِ

برچسب: نویسنده: الینا باقری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 11:28

آدمها ...خط قـــــرمز های متفاوتی دارند ...که به شکل های مختلفی هم از آنها عبور میکنند ! یکی کافی ست دروغ بگوید .. یکی رانندگی در مستی را ...یکی اصلا خود مستی را ! ..تجربه کند ... یکی ابروهای باری

برچسب: نویسنده: الینا باقری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 11:28

صفحه بندی